ضروری /zæɾuːɾiː/ Adjective

English
essential
Ελληνικά
Απαραίτητο

Example

  • خوابِ کافی برای کارکردِ شناختیِ بدن، امری **ضروری** است.
  • Sleep is essential for cognitive function.
  • در اینجا 'ضروری' بار معنایی پزشکی و حیاتی دارد.