چگال (برای اشیاء) / کودن (برای افراد) /tʃæɡɒːl/ Adjective
- English
- dense
- Ελληνικά
- πυκνός
Example
- پیمایندگان در میان بوتهزارهای **فشردهی** جنگل دست و پا میزدند.
- The hikers struggled through the dense undergrowth.
- استفاده از فشرده برای پوشش گیاهی بسیار رایج است.