لپ /læp/ NounEnglishcheekΕλληνικάΘράσος / ΜάγουλοExampleاو بوسهای بر [گونه]اش نشاند. (گونه / گونهاش / گونهاش)She kissed him on the cheek.استفاده از «گونه» در این بافت کاملاً طبیعی و صمیمی است.