جبران کردن /dʒob.rɒːn kær.dæn/ فعلEnglishcompensateΕλληνικάαντισταθμίζωExampleهیچ چیز نمیتواند جای خالیِ از دست دادنِ عزیزی را جبران کند.Nothing can compensate for the loss of a loved one.این کاربرد عاطفی و عمیقترین حالت جبران است.