خشم /xæʃm/ NounEnglishangerΕλληνικάΘυμόςExampleاو مجبور شد راهی برای ابراز خشمِ انباشتهشدهاش پیدا کند.She had to find a way to express her pent-up anger.استفاده از صفت ملکی «اش» برای پیوند دادن خشم به فاعل.