خوشگذرانی /xoʃ.ɡozæɾɒːˈniː/ NounEnglishfunΕλληνικάΔιασκέδασηExampleما در مهمانی سارا حسابی خوشگذراندیم (لذت بردیم / کیف کردیم).We had a lot of fun at Sarah's party.استفاده از «حسابی» برای تأکید بر میزان زیاد سرگرمی.