محدودیت /mæhduːdiːjæt/ Noun
- English
- restriction
- Ελληνικά
- περιορισμός
Example
- محدودیتهای جدید واردات، چرخهی تأمین ما را کُند کرده است. (محدودیتهای سختگیرانه / کُند کردن / زنجیرهی تأمین)
- The new import restrictions have slowed down our supply chain.
- در اینجا «محدودیت» بار قانونی و تجاری دارد.