نظارتی /nezɒːrætiː/ Adjective
- English
- regulatory
- Ελληνικά
- ρυθμιστικός
Example
- نهادهای نظارتیِ (مقرراتی / تنظیمی / نظارتی) در حال بررسی ادغام هستند.
- The regulatory authorities are investigating the merger.
- استفاده از 'نظارتی' در این بافت بسیار رایج است.