پرستار /pæɾæstɒːɾ/ Noun

English
nurse
Ελληνικά
Νοσοκόμος

Example

  • پرستارِ دلسوز، فشارِ خونِ مرا سنجید.
  • The nurse checked my blood pressure.
  • استفاده از «دلسوز» حس صمیمیت را منتقل می‌کند.