رئیس /ræʔiːs/ NounEnglishbossΕλληνικάαφεντικόExampleاز رئیسم اجازه میگیرم که مرخصی داشته باشم.I'll ask my boss if I can have the day off.رئیسم (رئیس + ـَم) ساختار رایج مالکیت است.