مشترک /moʃtæɾæk/ Adjective
- English
- common
- Ελληνικά
- Συνήθης
Example
- سردردها عارضهیِ جانبیِ (ایجاد کردن / داشتن / نشان دادن) رایجی از کمآبی بدن هستند.
- Headaches are a common side effect of dehydration.
- در فارسی، 'عارضه جانبی' یک ترکیب پزشکی استاندارد است.