ذخیره کردن /zæxiːɾɛ kær dæn/ Noun
- English
- saving
- Ελληνικά
- σώζω / αποταμιεύω
Example
- موتور جدید، صرفهجوییِ چشمگیری در مصرف سوخت ارائه میدهد. (صرفهجویی / کاهش / صرفهجویی)
- The new engine offers a significant saving in fuel consumption.
- در اینجا «صرفهجویی» به معنای کاهش مصرف است.