تضعیف کردن /tæz'iːf kærˈdæn/ VerbEnglishweakenΕλληνικάαποδυναμώνωExampleآسیبهای پیدرپی تیم را [سست کرد]؛ بنیهٔ تیم از بین رفت.The team has been weakened by injury.استفاده از 'سست کردن' برای اشاره به کاهش توانایی فیزیکی یا روحی.