مفید /mofiːd/ Adjective

English
useful
Ελληνικά
χρήσιμο

Example

  • این اپلیکیشن یک ابزار سودمند برای کارهای از راه دور است.
  • A useful tool for remote work.
  • تأکید بر کارایی عملی در محیط کار مدرن.