وسواس /væsvɒːs/ NounEnglishobsessionΕλληνικάΕμμονήExampleترسِ او از پرواز به مرزِ **وسواس** رسیده است.Her fear of flying is bordering on obsession.در اینجا وسواس بار منفیِ غیرعادی بودن را دارد.