هشدار /hoʃdɒːɾ/ NounEnglishalarmEnglishalarmExampleاو تصمیم گرفت که زنگ خطر را به صدا درآورد. (هشدار / زنگ خطر / آژیر)She decided to sound the alarm.استفاده از «به صدا درآوردن» برای ایجاد حس فوریت در فارسی رایج است.