آشپزی /ɒːʃpæˈziː/ Noun

English
cooking
English
cooking

Example

  • همسرِ من تمامِ آشپزیِ (پختن / آماده‌سازی / عمل طبخ) خانه‌مان را انجام می‌دهد.
  • My husband does all the cooking in our house.
  • در فرهنگ ما، تقسیم کار در آشپزخانه بسیار رایج است.