بهرهوری /bæhɾevæɾiː/ NounEnglishproductivityEnglishproductivityExampleکارخانه شاهد افزایشِ ده درصدیِ بهرهوری بود.The factory saw a 10% rise in productivity.استفاده از حرف اضافه «یِ» (Ezafe) برای اتصال صفت به موصوف ضروری است.