بخش /bæxʃ/ Noun

English
segment
English
segment

Example

  • او یک **بخش** کوچک از نقاشی را تمیز کرد.
  • She cleaned a small segment of the painting.
  • استفاده از 'بخش' برای اشاره به ناحیه محدود در یک اثر هنری.