اوج /owdʒ/ Adjective

English
top
English
top

Example

  • او در طبقهٔ بالایی زندگی می‌کند. (بالاترین / برترین)
  • He lives on the top floor.
  • در اینجا «بالایی» (Bālāyi) رایج‌تر است تا «برتر».