چرم /tʃærm/ Noun
- English
- leather
- English
- leather
Example
- او یک کت [چرم] نو برای زمستان خرید. (INLINE SYNONYMY: خریدن کتِ [چرم] / [پوست] / [جلد] نو برای زمستان)
- She bought a new leather jacket for the winter.
- رایجترین و خنثیترین واژه برای این ماده است.