دستاورد /dæstɒːˈvæɾd/ Noun
- English
- achievement
- English
- achievement
Example
- بزرگترین دستآوردِ علمیِ این دهه، [به ثمر رساندنِ] پروژههای بزرگ بود.
- The greatest scientific achievement of the decade.
- دستآورد بار معنایی ملموستر و قابل اندازهگیریتری نسبت به موفقیت دارد.