سیاست‌مدارانه /siːjɑːsæt-mædɑːrɑːnɛ/ Adjective

English
diplomatic
English
diplomatic

Example

  • او خیلی **دیپلماتیک** بود وقتی خبر را به او داد. (با تدبیر / با ظرافت / با سیاست)
  • She was very diplomatic when telling him the news.
  • استفاده از خود کلمه رایج‌تر است اما جایگزین‌های فارسی حس صمیمیت بیشتری می‌دهند.