دیسک /disk/ NounEnglishdiscEnglishdiscExampleاو دیسک را در دستگاه پخش گذاشت. (دیسک / قرص / صفحه)She placed the disc into the DVD player.در اینجا «دیسک» رایجترین است، اما «قرص» هم برای سیدی/دیویدی شنیده میشود.