پیاده‌سازی /piːjɒːdɛsɒːziː/ Verb

English
implement
English
implement

Example

  • دولت لایحه مالیاتی جدید را سال آینده [اجرا خواهد کرد].
  • The government will implement the new tax law next year.
  • رسمی و رایج برای قوانین.