انتقال /enteɢɒːl/ NounEnglishtransmissionEnglishtransmissionExampleردیابیِ **انتقالِ** بیماری توسط مسئولان بهداشتی انجام شد.The transmission of the disease was tracked by health officials.در اینجا 'انتقال' به معنی شیوع و سرایت است.