ارتقا دادن /er.te.ɢɒː dɒː.dæn/ Verb

English
elevate
English
elevate

Example

  • هیئت مدیره تصمیم گرفت او را به مقام مدیر ارشد فناوری **ارتقا دهد**.
  • The board decided to elevate her to the position of Chief Technology Officer.
  • در محیط کار، ارتقا دادن رایج‌ترین و حرفه‌ای‌ترین انتخاب است.