فقط /fæʁæt/ Adverb

English
just
English
just

Example

  • تنها یک راهکار هست که ممکن است جواب بدهد؛ **فقط** یک روش هست که شاید کار کند.
  • There is just one method that might work.
  • تأکید بر یگانگی راه حل.