فرهنگی /færhæŋgiː/ Adjective

English
cultural
English
cultural

Example

  • معلمان باید از تفاوت‌های فرهنگی آگاه باشند. (آگاه بودن از تفاوت‌های فرهنگی)
  • Teachers need to be aware of cultural differences.
  • استفاده از 'آگاه بودن از' به جای 'آگاه شدن از' در این بافت طبیعی‌تر است.