خشمگین /xæʃmiːn/ Adjective

English
furious
English
furious

Example

  • ناتوانیِ آن‌ها مرا کاملاً **خشمگین ساخت**.
  • Their incompetence made me absolutely furious.
  • استفاده از فعل «ساختن» در اینجا به معنای «وادار کردن به حالت خشم» است.