آگاه /ɒːɡɒːh/ Adjective
- English
- conscious
- English
- conscious
Example
- او به شدت نسبت به مشکلات موجود آگاه است. (آگاه بودن / با شعور بودن / هوشیار بودن)
- She is very conscious of the problems involved.
- استفاده از «نسبت به» برای بیان دقیق موضوع آگاهی رایج است.