کافی /kɒːˈfiː/ AdjectiveEnglishadequateEnglishadequateExampleآنها به یک ذخیرهی آب گرمِ **بسنده** نیاز خواهند داشت.They'll need an adequate supply of hot water.در اینجا 'بسنده' حسِ 'به اندازه کافی خوب' را منتقل میکند.