مرز /mærz/ Noun
- English
- boundary
- English
- boundary
Example
- رودخانه به عنوان **مرز** طبیعی میان دو ایالت عمل میکند. (حد فاصل / حریم)
- The river serves as a natural boundary between the two states.
- استفاده از 'مرز' برای تقسیمات جغرافیایی بسیار رایج است.