کارآگاه /kɒːrɒːˈgɒːh/ Noun

English
investigator
English
investigator

Example

  • بازرسان ایمنی هوایی در حال بررسی لاشه هواپیما هستند. (بازرسان ایمنی هوایی / کارآگاهان / پژوهشگران)
  • Air safety investigators are examining the wreckage.
  • در اینجا 'بازرس' برای امور فنی و رسمی مناسب‌تر است.