انیمیشن /ænimeɪʃen/ Noun

English
animation
English
animation

Example

  • استودیوی ما در زمینهٔ پویانماییِ سه‌بُعدی تخصص دارد.
  • The studio specializes in 3D animation.
  • استفاده از «پویانمایی» در بافتِ مدرنِ استودیوها بسیار رایج است.