ثبت‌نام کردن /sæbtenɒːm kær dæn/ Verb

English
enrol
English
enrol

Example

  • باید تا آخر ماه اگوست [ثبت نام کردن — نام‌نویسی کردن/عضو شدن]؛ وگرنه فرصت از دست می‌رود.
  • You need to enrol before the end of August.
  • تأکید بر مهلت زمانی، که در فارسی بسیار مهم است.