سریع /sæˈriːʔ/ Adjective

English
quick
English
quick

Example

  • من یک نگاه سریع به گزارش انداختم. (نگاهی گذرا / نگاهی اجمالی / نگاهی سریع)
  • I took a quick look at the report.
  • استفاده از 'انداختن' برای نگاه کردن رایج است.