قرار /ɢæɾɒːɾ/ Noun

English
appointment
English
appointment

Example

  • من برای ساعت سه وقت دندانپزشکی [وقت ملاقات / قرار ملاقات / وقت رسیدگی] دارم.
  • I've got a dental appointment at 3 o'clock.
  • وقت ملاقات رایج‌ترین و خنثی‌ترین انتخاب است.