تماشا کردن /tæmɒːʃɒː kær dæn/ NounEnglishwatchEnglishwatchExampleاو [نگاه کرد] به ساعت مچیاش تا بفهمد دیر کرده است.She checked her watch to see if she was late.در اینجا «نگاه کرد» برای چک کردن زمان به کار رفته است.