ترکیب کردن /tærkiːb kær dæn/ Verb
- English
- combine
- Español
- combinar
Example
- هیدروژن و اکسیژن با هم «آمیخته میشوند» (آمیختن / درهم آمیختن / یکپارچه ساختن) تا آب بسازند.
- Hydrogen and oxygen combine to form water.
- آمیختن برای عناصر شیمیایی بسیار طبیعی است.