جرقه /dʒær.ɢæ/ Verb
- English
- spark
- Español
- encender
Example
- قانون جدید، اعتراضات گسترده را **برانگیخت** (تحریک کردن / آغازیدن)؛ این قانون جرقهٔ اعتراضات بود.
- The new law sparked widespread protests.
- برانگیختن بار معنایی قویتری از شروع یک واکنش زنجیرهای دارد.