مردد بودن /moræddæd buːdæn/ Verb

English
vacillate
Español
titubear

Example

  • دولت [دچار تردید شدن] بین اعمال قرنطینه‌های سختگیرانه و بازگشایی اقتصاد.
  • The government vacillated between strict lockdowns and reopening the economy.
  • اینجا تردید، نشان‌دهنده عدم قاطعیت در سیاست‌گذاری است.