در نتیجه /dær nætiːˈdʒe/ Adverb

English
consequently
Español
en consecuencia

Example

  • شرکت هزینه‌ها را کاهش داد؛ در نتیجه، کیفیت آسیب دید. [کاهش یافتن / ضربه خوردن / متضرر شدن]
  • The company cut costs; consequently, quality suffered.
  • استفاده از «در نتیجه» بسیار رایج و خنثی است.