دستیار /dæstjɒːr/ Noun

English
assistant
Español
asistente

Example

  • دستیارِ من اکنون دستگاه را به کار خواهد انداخت.
  • My assistant will now demonstrate the machine in action.
  • استفاده از 'دستیار' برای نقش‌های مدرن و اداری رایج است.