اقدام /eqdɒːm/ Noun

English
action
Español
acción

Example

  • اگر می‌خواهیم این حیوانات زیبا زنده بمانند، زمان آن رسیده که دست به کار شویم.
  • The time has come for action if these beautiful animals are to survive.
  • عبارت 'دست به کار شدن' حس فوریت و مسئولیت‌پذیری را به خوبی منتقل می‌کند.