خارجی /xɒːredʒiː/ NounEnglishforeignerEspañolextranjeroExampleاینکه من یک غریبه بودم، یک نقطه ضعف بزرگ محسوب میشد.The fact that I was a foreigner was a big disadvantage.استفاده از 'غریبه' در اینجا صمیمیتر از 'بیگانه' است.