تق / از کوره در رفتن /tæɢ/ Verb

English
snap
Español
crujir / estallar

Example

  • باد، درخت را از میانهٔ تنهٔ خویش [گسست].
  • The wind had snapped the tree in two.
  • گسستن برای اشیای بزرگ‌تر و محکم‌تر مناسب‌تر است.