حرکت /hærækæt/ Verb

English
move
Español
mover

Example

  • تکلیف است: «تکان نخور» — کاملاً بی‌حرکت بمان.
  • Don't move—stay perfectly still.
  • تکان نخوردن حالت سکون مطلق را می‌رساند.