لب /læb/ Noun

English
lip
Español
labio

Example

  • او مرهمی بر لب‌های خشکیده‌اش مالید.
  • She applied balm to her dry lips.
  • استفاده از فعل 'مالیدن' برای مرهم‌گذاری بسیار رایج است.