مِس /mes/ Noun

English
copper
Español
cobre

Example

  • سیم‌کشی ساختمان با کابل‌های نوِ **مس** بازسازی شد. (مس / فلز سرخ / فلز سرخ‌فام)
  • The house was rewired with new copper cables.
  • در اینجا «مس» به عنوان ماده اولیه سیم‌کشی ذکر شده است.